الحر العاملي ( مترجم : عباس جلالى )
104
نقدى جامع بر تصوف ( ترجمة رسالة الاثني عشرية في الرد على الصوفية ) ( فارسى )
1 - بسيارى از صوفيان ، بلكه بيشتر آنها ادعاى خدايگانى كردهاند و جمعى از سران و بزرگان آنان نظير حسين بن منصور حلّاج آنگونه كه گذشت و در مباحث آينده نيز خواهد آمد ، چنين ادعايى كردهاند . از جمله بايزيد بسطامى كه مىگويد : « ليس فى جبّتى الا اللّه ؛ در خرقهء من كسى غير خدا نيست » و مىگويد : « سبحانى ، سبحانى ما اعظم شأنى ؛ من منزّهام ، من منزّهام تا چه پايه مقام و منزلتم والاست » و قبلا عباراتى از علما و دانشمندان در اين خصوص يادآورى شد و در نكوهش صوفيان به خواست خدا به مقدار كافى اقامهء دليل خواهيم نمود و در احاديث باب دوّم ، رواياتى كه دال بر عدم جواز تأويل و توجيه سخنان صوفيان آمده بود ، بيان گرديد . 2 - بيشتر اهل تصوّف مدّعى كشف و آگاهى از غيب و تساوى با اهل عصمت و طهارتند بلكه ادعاى فراتر از آن رتبه را نمودهاند كه به خواست خدا شرح و بيان آن و دلايل ابطالش خواهد آمد . 3 - صوفيان مدّعىاند كه به هنگام كشف ، تكاليف از آنها ساقط مىشود و به خواست خدا تحقيق و بررسى اين موضوع و دلايل ابطالش بيان خواهد شد . 4 - در صورت قائل شدن به كشف ، لازم مىآيد كه خالق و مخلوق و عابد و معبود و فاعل و فعل يا مفعول همه متّحد و يكسان باشند و عقل و خرد با هيچيك از اين امور سازگار نيست . 5 - در صورت قائل شدن به كشف ، نه تنها وجوب امر به معروف و نهى از منكر برداشته مىشود بلكه جايز نخواهند بود ، زيرا در اين صورت احتمال مىرود هريك از افراد ، خدا را بشناسد و با او متّحد گردد ، بنابراين ، جايز نيست او را امر و نهى كرد و به دو اعتراض نمود . 6 - با قائل شدن به كشف ، وجوب جهاد نيز برداشته مىشود بهويژه جهاد با كسانى كه اظهار خداشناسى نمايند . 7 - در صورت كشف ، نبوّت و امامت محكوم به بطلاناند زيرا بدين دليل كه پيامبر و امام برترين عارفانند ، نه تنها احتمال حلول و اتّحاد در نبوّت و امامت رجحان دارد بلكه متعيّن است ، در صورتى كه اجتماع نبوّت و امامت و خدايگانى ، قطعا محال است . 8 - با وجود كشف ، لعن و نفرين هيچكس جايز نيست گرچه هرگونه گناهى را آشكارا مرتكب شود ، زيرا احتمال اتّحاد وجود دارد . بنابراين ، تكليف از او ساقط مىشود ،